شایانشایان، تا این لحظه: 13 سال و 7 ماه و 17 روز سن داره

شایان ،تمشک مامان!

اسباب بازی

جدیدا شایان با اسباب بازی های خودش بازی نمیکنه و  فقط دوس داره با کنترل و گوشی و لپ تاپ و اینجور چیزا بازی کنه!  فقط با اتوبوسش (که آرش جون پسرخاله ی من) بهش داده بازی میکنه!  طفلک خاله جونش ،با کلی ذوق واسه ی شایی عروسک نمایشی خریده ،اما شایی اصلا نگاهش هم نمیکنه اینجا هم شایی خوابش میاد،اما مقاومت میکنه ! شایان کوچولو هنوز دندون درنیاورده!اینجا هم داره اُردکش رو  محکم روی لثه هاش میکشه ! اینجا هم می خواد گوشی رو از من بگیره!   ...
13 آبان 1392

مشق :)

زمانی که شایان بیداره،هیچکس جرأت نداره کتاب بخونه! چون شایی خیلی به کاغذ علاقه داره!مثلا عکس های پایین مال زمانیه که دایی ش (دایی محمدرضا) می خواد مشق بنویسه،اما شایان نمیذاره! ...
9 آبان 1392

شیطنت در آشپزخانه مامان پری

تا در یخچال رو باز می کنیم شایان کلی ذوق می کنه! اینجا هم سریع تا در یخچال باز شد،خودش رو به در یخچال رسوند و  وایساد و شیشه ی آبغوره رو کشف کرد و تا تونست درش رو ،که گویا ترش بود، لیسید ! چند وقتیه که شایان با انگشتش به همه چی اشاره می کنه و وقتی شایی رو جلوی یخچال می بریم به تقلید از ما دکمه ی آبریز رو با انگشت اشاره فشار میده!    بقیه عکسا هم در ادامه مطلب!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! ...
8 آبان 1392

شایان و کتاب!

شنیده بودم که باید کودک رو از همون ابتدا با کتاب آشنا کرد.با توجه به اینکه خودم هم عاشق کتاب خوندنم، شایان رو اردیبهشت به نمایشگاه کتاب بردیم و واسش کتاب خریدیم!(یعنی تو سه ماهگی) عکس اولی هم مال همون موقعست تو مصلا!اولش هوا خیلی خوب بود،اما بعدش کلی باد و طوفان به پا شد،واسه همین شایان تو پتوشه! خلاصه اینکه از همون موقع واسه شایی کتاب خونی رو شروع کردم و شایان هم علاقه ی زیادش رو با خنده و جیغ نشون میداد! شایان علاقه ی زیادی هم به خوردن کتاب داره! بقیه عکس ها هم مال همین الآنه(هشت ماهگی)   ...
5 آبان 1392

از عکس های شش ماهگی

یکی از اسباب بازی هاش که دوس داره و واسه ی چند دقیقه سرگرمه،گیتارشه !     شایان و مهندسی کامپیوتر   شایان علاقه ی زیادی به لپ تاپ مامان داره وقتی که از خواب پا میشه،اگه لپ تاپ کنارش باشه،هنوز چشماشو کامل باز نکرده،میره سراغش اون گلی که روی گوش شایانه،همونیه که واسه اولین بار،از حیاط خونه بابایی،با کمک بابا محسن،واسه ی من چیده بود ! وقتی که می خوابه،همش دستش رو صورتشه مثل باباش! اینم یه مدل خواب که نصفه شب ازش گرفتم ! شایان در قابلمه ! اینجا داره لجبازی می کنه و منظورش اینه که بغلش کنم!فوق العاده بغلیه ...
29 مهر 1392

آلبوم هفت ماهگی

 عکسای هفت ماهگی شایان! اولی عکس حموم شایان!تا الآن که عاشق حمومه !   بقیه عکس ها در ادامه مطلب این رو هم تو حیاط خونه ی مامانی و بابایی انداختم!      ...
28 مهر 1392

شایان و بابا بزرگ

فال حافظ به نیت شایان ،توسط بابا احمد:      جمالت آفتاب هر نظر باد              ز خوبی روی خوبت خوبتر باد همای زلف شاهین شهپرت را          دل شاهان عالم زیر پر باد     کسی کو بسته زلفت نباشد          چو زلفت درهم و زیر و زبر باد       دلی کو عاشق رویت نباشد            همیشه غرقه در خون جگر باد       بتا چون غمزه‌ات ناوک فشاند         دل مجروح من پیشش سپر باد     چو لعل شکرینت...
27 مهر 1392